سایت جـامع آستـان وصـال شامل بـخش های شعر , روایت تـاریخی , آمـوزش مداحی , کتـاب , شعـر و مقـتل , آمـوزش قرآن شهید و شهادت , نرم افزارهای مذهبی , رسانه صوتی و تصویری , احادیث , منویـات بزرگان...

زبانحال حضرت قاسم با سیدالشهدا علیه‌السلام

شاعر : قاسم صرافان
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن
قالب شعر : چهارپاره

من از تولد عاشـقـم؛ وقتی پدر با اشک            بعد از اذانش یا حسینی خواند در گوشم

در چشم‌های تو، عمو جان! کربلا دیدم            وقـتی گـرفـتی لحـظـۀ اول در آغـوشـم


می‌دانم اکنون در دل پاکت چه غوغایی‌ست            قـربانیت وقـتی که مـیـراث حـسن باشد

می‌دانم اذنم می‌دهی، اشکت که پایان یافت            کان کـرم هـستی و سهـمم اذن من باشد

هم جوشنم شد، هم توانم داد با عطرش            شالی که روی شانه‌ام انداخـتی با عشق

شمشیر در دستم چه حیدروار می‌چرخد            از من چه مرد بی‌نظیری ساختی! با عشق

«احلی...» حدیث چشم‌های مهربانت بود            آری تو طعم مرگ را پیشم عسل کردی

حـتی دهـان زخـم‌هـایم نـیز شـیرین شد            وقـتی مرا مثل عـلی اکبر، بغـل کردی

نقد و بررسی

بیت زیر سروده اصلی شاعر محترم است اما پیشنهاد می‌کنیم به منظور انطباق مطالب با روایات مستند و معتبر و انتقال بهتر معنای شعر، بیت اصلاح شده که در متن شعر آمده را جایگزین بیت زیر کنید. موضوع نامه امام حسن برای اذن جنگیدن حضرت قاسم در هیچ کتاب معتبری نیامده است و این قصۀ جعلی برای اولین بار در قرن دهم در روضة الشهدا جعل شد و هیچ سندی هم ندارد؛  جهت کسب اطلاعات بیشتر به قسمت روایات تاریخی همین سایت مراجعه کرده و یا در همین جا کلیک کنید.



می‌دانم اذنم می‌دهی، اشکت که پایان یافت            خط حسن وقتی که در دستان من باشد