زبانحال حضرت قاسم با سیدالشهدا علیهالسلام
شاعر : قاسم صرافان
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع لن
قالب شعر : چهارپاره
من از تولد عاشـقـم؛ وقتی پدر با اشک بعد از اذانش یا حسینی خواند در گوشم
در چشمهای تو، عمو جان! کربلا دیدم وقـتی گـرفـتی لحـظـۀ اول در آغـوشـم
میدانم اکنون در دل پاکت چه غوغاییست قـربانیت وقـتی که مـیـراث حـسن باشد
میدانم اذنم میدهی، اشکت که پایان یافت کان کـرم هـستی و سهـمم اذن من باشد
هم جوشنم شد، هم توانم داد با عطرش شالی که روی شانهام انداخـتی با عشق
شمشیر در دستم چه حیدروار میچرخد از من چه مرد بینظیری ساختی! با عشق
«احلی...» حدیث چشمهای مهربانت بود آری تو طعم مرگ را پیشم عسل کردی
حـتی دهـان زخـمهـایم نـیز شـیرین شد وقـتی مرا مثل عـلی اکبر، بغـل کردی
|